خرید بک لینک

آی جماعت و چطوره و حالات و تون؟ و

قربون اون فهم و کمالات تون

تا که میفته دندونای شیری

روی سرت میشینه برف پیری

کمیسیون مرگ میشه تشکیل

درو میشن بزرگترای فامیل

از جمع بچه ها بیرون باید رفت

مجلس ختم این و اون باید رفت

یه دفعه همکلاسیها پیر میشن

هم بازیها پیر و زمین گیر میشن

چطور شد، تموم شد، کجا رفت؟

مثل پرنده پر زد و هوا رفت

سر زده آفتاب از پشت بوم

ما موندیم و یه قصه نا تموم

قربون دوره ای که خوش بینی بود

تار سبیلها چک تضمینی بود

مردای ناب و اهل دل نداره

شهری که بوی کاهگل نداره

بوی خوش کباب و نون سنگک

عطر اقاقیا و یاس و پیچک

بوی سلام گرم مرد خونه

تو حوض خونه رقص هندونه

بوی خوش کتابهای کاهی

تو امتحان کتبی و شفاهی

قدم زدن تو مرز خواب و رویا

خدا خدا خدا خدا، خدایا!

شهر بدون مرد، شهر درده

قربون شکل ماه هرچی مرده

قربون اون مردای دل شکسته

قربون اون دستای پینه بسته

مردای ده، مردای کاه و گندم

مردای ده، مردای خوان هشتم

مردای پشت کوه، مثل خورشید

تو دلشون هزار جام جمشید

مردای سوخته زیر هُرم آفتاب

مردای ناب و کم نظیر و کم یاب

کیسه چپقها به پر شالشون

لشکر بچه ها به دنبالشون

بیل و کلنگشون همیشه براق

قلیونشون به راه، دماغشون چاق

صبح سحر پا میشن از رخت خواب

یکسره رو پان تا غروب آفتاب

چار تای رستمن به قد و قامت

هیکلشون توپ، تنشون سلامت

نبوده غیر گرده گلاشون

غبار اگر نشسته رو کلاشون

کلامشون دعا، دعاشون روا

سلام و نون و عشقشون بی ریا.


دریافت

---------_-----------------------_-----------------

سلام ما رو هم به گل آقا برسون آقای عزیز ابوالفضل زرویی نصر آباد

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 16:14

صفحه بندی