
دیوان کبیر فقط شامل غزلیات نیست، و ترجیعات و رباعیات آن هم بسیار زیبا و عمیق است... از حال ندیده تیره ایامان را// از دور ندیده دوزخ آشامان را دعوی چه کنی عشق دلارامان را// با عشق چکار است نکونامان را. و اول به هزار لطف بنواخت مرا// آخر به هزار غصه بگداخت مرا چون مهره مهر خویش می باخت مرا// چون من همه از شدم بینداخت مرا. و حاشا که ز زخم تیر و خنجر ترسیدم// وز بستن پای و رفتن سر ترسیدم ما گرم روان ...
ادامه مطلب
مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی// برون آورد تا گشتم چنین شیدا و سودایی سر سجاده ومسند گرفتم من به جهد و جد// شعار زهد پوشیدم پی خیرات اقرایی در آمد عشق در مسجد بگفت ای خواجه مرشد// بدران بند هستی را چه در بند مصلایی به پیش زخم تیغ من ملرزان دل، بنه گردن// اگر خواهی سفر کردن ز دانایی به بینایی بده...
ادامه مطلب