خیالاتی بشیم رفیق مثل بچگی ها...
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:04
بیا با هم بچه بشیم با هم بودن میسر نبود خیالش را میسر بشیم خیال بچگی ها از کاغذ چه موشکها میساخت سوار بر موشکها خلبان فضا نورد بشیم از باد سبقت بگیریم از بودها بگذریم و هست بشیم
هست بشیم...
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:04
هست بشیم و هست بشیم به رقص آییم و ناخورده مست بشیم بریم بالا و بالاتر و بالاتر آسمان چشم نگران من و تو پایین نمانیم چرا پست بشیم؟ بیا امشب تا سحر در خواب و فردا به بیداری روز هست بشیم
نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:04
نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید فغان که بخت من از خواب در نمی آید صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش که آب زندگیم در نظر نمی آید قد بلند تو را تا به بر نمیگیرم درخت کام و مرادم به بر نمی آید مگر بروی دلارای یار ما ور نی به هیچ وجه دگر کار بر نمی آید مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید وزان غریب بلا ...
پاییز
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:04
سلام بر پاییز که خزان چه با مهر می آید و با آذری سرد آبان را محو میکند، که تشنه باشم تا مهری دیگر.
دلم میسوزد ...
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:04
برای اولین بار دلم به حال خودم سوخت، وقتی دیدم که دردهای ظاهری و بیماری جسمانی توانست که روحیه ام را خراب کند. بسیار نق نقو شدم و از عالم و آدم طلبکار! چه خیری از من به دیگران رسید؟ تا جایی که میدانم هیچ، و چه ثمری در ۳۶ سال گذشته داشتم؟ پاک هیچ. باز خدا را شکر که فهمیدم اگر کسی نق میزند حتما دردی د...
دیروز و امروز به یاد شمس و جلال الدین رومی عزیز
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:04
یک پند زمن بشنو خواهی نشوی رسوا / من خمره افیونم زنهار سرم مگشا آتش به من اندر زن آتش چه زند با من / کاندر فلک افکندم صد آتش و صد غوغا گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شد/ نی سر بهلم آن را نی پا بهلم این را یا صافیه الخمر فی آئینه المولی / اسکر نفر الدا و السکر بنا اولی